تبليغاتX
به نام اهورا مزدای پاک سلام من سهراب اکبری مدیر این وبلاگ هستم خوشحال میشم اگه نظر بدین . این وبلاگ جهت آشنایی شما عزیزان از تاریخ و تمدن کشورمونه امید وارم استفاده لازمه رو ازش ببرین در پناه ایزد منان شاد باشید و پیروز
خورشید ایرانی khorshideirany
خورشید ایرانی khorshideirany
templates for Your weblog List of Iranian Top weblogs

نامم را پدرم انتخاب کرد

فامیلیم را اجدادم

دیگر بس است

راهم را خودم انتخاب خواهم کرد

۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

به کوروش چه خواهيم گفت؟
اگر سر بر آرد ز خاک
اگر باز پرسد ز ما
چه شد دين زرتشت پاک
چه شد ملک ايران زمين
کجايند مردان اين سرزمين
به کوروش چه خواهيم گفت؟
اگر ديد و پرسيد از حال ما
چه کرديد بُرنده شمشير خوش دستتان
کجايند ميران سر مستتان
چه آمد سر خوي ايران پرستي
چه کرديد با کيش يزدان پرستي
به شمشير حق ، نيست دستي
که بر تخت شاهي نشسته است ؟
چرا پشت شيران شکسته است ؟
در ايران زمين شاه ظالم کجاست ؟
هوا خواه آزادگي ،
پس چرا بي صداست ؟
چرا خامش و غم پرستيد، هاي
کمر را به همت نبستيد، هاي
چرا اينچنين زار و گريان شديد
سر سفره خويش مهمان شديد
چه شد عِرق ميهن پرستيتان
چه شد غيرت و شور و مستيتان
سواران بي باک ما را چه شد
ستوران چالاک ما را چه شد
چرا مُلک تاراج مي شود
جوانمرد محتاج مي شود
چرا جشنهامان شد عزا
در آتشکده نيست بانگ دعا
چرا حال ايران زمين نا خوش است
چرا دشمنش اينچنين سر کش است
چرا بوي آزادگي نيست، واي
بگو دشمن ميهنم کيست، هاي
بگو کيست اين ناپاک مرد
که بر تخت من اينچنين تکيه کرد
که تا غيرتم باز جوش آورد
ز گورم صداي خروش آورد
به کوروش چه خواهيم گفت؟
اگر سر بر آرد ز خاک

لینک نوشته

و چه زیبا گفت زرتشت:

عاشق عاشقی باش و دوست داشتن را دوست بدار،

از تنفر متنفر باش،

به مربانی مهر بورز،

با آشتی آشتی کن و از جدایی جدا باش...

 

دوباره ميسازمت وطن
اگر چه با خشت جان خويش


ستون به سقف تو ميزنم
اگر چه با استخوان خويش


دوباره ميبويم از تو گل
به ميل نسل جوان تو


دوباره ميشويم از تو خون
به سيل اشک روان خويش


اگر چه صد ساله مرده ام
بگور خود خواهم ايستاد


که بردرم قلب اهرمن
به نعره آنچنان خويش


اگر چه پيرم ولی هنوز
مجال تعليم اگر بود


جوانی آغاز ميکنم
کنار نوباوگان خويش

 

نام راستین اشو زرتشت بنیانگذار یکتاپرستی ایرانیان

 ادامه مطلب...

 

لینک نوشته

یارب آن شاهوش ماهرخ ذهره جوین در

یکتای که و گوهر یکدانه کیست؟

 

آدمك آخر دنياست بخند

آدمك مرگ همين جاست بخند

آدمك خر نشوي گريه كني

كل دنيا سراب است بخند

آن خدايي كه بزرگش خواني

به خدا مثل تو تنهاست بخند

دست خطي كه تو را عاشق كرد

شوخي كاغذي ماست بخند

فكر كن درد تو ارزشمند است

فكر كن گريه چه زيباست بخند

صبح فردا به شب نيست كه نيست

تازه انگار كه فرداست بخند

راستي آنچه كه يادت داديم

پرزدن نيست كه درجاست بخند

آدمك نغمه آغاز نخوان

به خدا آخر دنياست بخند

لینک نوشته

 Click for Full Size View

 چند تا از شعرامو براتون گذاشتم 

 

 

تا بخونین و امیدوارم  ازشون لذت

 

ببرین

 

 

                                            سهراب اکبری 

  

                                                      ۱۳۸۷/۱/۹ 

 

     یکدیگر

 

 ما همه از یکد یگریم

 

 چرا باید یکدیگربدریم

 

 مگر خدایمان او نیست

 

 چراآبروی همدیگربریم

 

 غصه میخورم زین غم

 

 غصه  مخور  سهراب

 

 آنهاطبیعتشان این است

 

 می درند, می خورند

 

, می زنند , می برند

 

 

                  ۱۳۸۲/۱۰/۲۴ 

                  سهراب اکبری

                      9/1/87

                  

 

                  مرگ پر ذلت

 

 آه

 

 برای چه بمانم

 

 برای چه

 

 آخرش چه

 

 می روم

 

 نمی توانم

 

 غصه دارم

 

 نمی توانم

 

 اما...

 

 می ترسم اگر نگویم

 

 هلاک شوم از دست آن غصه

 

 بگو سهراب راحت کن خود را

 

 اگر گویم به باد خواهم داد سرم را

 

 نمی توانم می ترسم

 

 جراتش را ندارم

 

 نه نمی گویم

 

 هلاک می شوم

 

 عجب خواری بزرگی

 

 چه مرگ  کثیف و پر ذلتی...

 

                                             زمستان 82

                                            سهراب اکبری

 

 

 

                انصاف

 

 انصاف دلیران کجارفته

 

 جزای او چیست

 

 گناهش برای کیست

 

 آیا مجازاتش مرگ نیست

 

 آری  مرگ است

 

 اما کجاست آن مجازات کننده

 

 آری آری کجاست

 

 مجازات او چیست

 

 

 

                          زمستان 82

                        سهراب اکبری

 

پذیرای هرگونه انتقاد .پیشنهاد.نظر هستم

 

لینک نوشته

    

Click for Full Size View

       Click for Full Size View

داستانهای بسیار جالب از شاهنامه در ادامه مطلب...

 


بیا ادامه مطلب پشیمون نمیشی
لینک نوشته

تصویر دردناکککککککک

ادامه مطلب.....

 

 نظر شما چیست؟


بیا ادامه مطلب پشیمون نمیشی
لینک نوشته

ضحاک مار دوش و کاوه آهنگر به روایت حکیم

ابوالقاسم فردوسی در شاهنامه

تصویر:Kaveh statue.jpg

چکیده ی گزارش شاهنامه:

دوران ضحاک هزارسال بود. رفته رفته خردمندی و راستی نهان گشت و خرافات و گزند آشکارا. شهرناز و ارنواز (دختران جمشيد) را به نزد ضحاک بردند. در آن زمان هرشب دو مرد را می گرفتند و از مغز سرآنان خوارک برای ماران ضحاک فراهم می آوردند. روزی دو تن بنامهای ارمايل و گرمايل چاره انديشيدند تا به آشپزخانه ضحاک راه يابند تا روزی يک نفر که خونشان را مي ريزند، رها سازند. چون دژخيمان دو مرد جوان را برای کشتن آورده وبرزمين افکندند، يکی را کشتند ومغزش را با مغزسرگوسفند آميخته و به ديگری گفتند که در کوه و بيابان پنهان شود. بدين سان هرماه سی جوان را آزاد ميساختند و چندين بُــز و ميش بديشان دادند تا راه دشتها را پيش گيرند. به گزارش شاهنامه اکنون کـُـــردان از آن نژادند.

                                                  گزارش شاهنامه از داستان ضحاک

 

حتما ادامه شو بخون


 


بیا ادامه مطلب پشیمون نمیشی
لینک نوشته

کوروش کبیر
      کوروش کبیر

 مقبره کوروش کبـير در پاسارگاد

 

هر آنچه که می خواهید در مورد کوروش بدانید

درج در ادامه مطلب


بیا ادامه مطلب پشیمون نمیشی
لینک نوشته

 

 

هخامنشيان

کوروش کبیر

 

حتما برو ادامه مطلب...


بیا ادامه مطلب پشیمون نمیشی
لینک نوشته

شب یلدا
    
    
                  

 

 

                          شب یلدا

            

سفره شب یلدا

شب یَلدا یا شب چِله آخرین شب آذرماه، نخستین شب زمستان و درازترین شب سال است. ایرانیان و بسیاری از دیگر اقوام آن را مبارک می دارند و این شب را جشن میگیرند.

ایرانیان باستان با این باور که فردای شب یلدا با دمیدن خورشید، روزها بلندتر میشوند و تابش نور ایزدی افزونی می‌‌یابد، آخر پاییز و اول زمستان را شب زایش مهر یا زایش خورشید می‌خواندند و برای آن جشن بزرگی بر پا می‌کردند.

اکنون پس از ارائه نظریه کاربری تقویمی چهارتاقی نیاسر در نزدیکی شهر کاشان و امکان دیدار عملی طلوع خورشید انقلاب زمستانی، عده‌ای این شب را در انتظار تماشای خورشید در کنار چارتاقی برگزار می‌کنند.

 

بقیه شو در ادامه مطلب بخونید.......

 


بیا ادامه مطلب پشیمون نمیشی
لینک نوشته

زرتـشت

 

هرآنچه که می خواهید درباره  زرتشت بدانید

 farvahar.GIF (12349 bytes)

zar1.gif (21320 bytes)


بیا ادامه مطلب پشیمون نمیشی
لینک نوشته

طاق کسری
      ایوان مدائن
 
طاق کسری(خسرو)
 
تصویر:Ctesiphon, Iraq (2117465493).jpg

طاقِ کسری (تاق خسرو) یا ایوانِ مدائن نام کاخ پادشاهان ساسانی در شهر اسبانبار در ساحل خاوری رود دجله و از مهمترین سازه‌های دوران ساسانیان است. بیشتر گمان می‌شود که طاقِ کسری در تیسفون جای‌دارد ولی تیسفون ، اسبانبر و چند شهر کوچک دیگر مانند بغداد، روی هم شهرگان یا مدائن را تشکیل می‌دادند. طاق اصلی این کاخ بلندترین طاق خشتی ساخته شده به دست انسان می‌باشد. بلندای این طاق ۳۵ متر، پهنایش ۲۵ متر و درازایش ۵۰ متر است.


 

بنابر آنچه در نوشتار په

لوی خدای‌نامگ آمده است این کاخ به دستور شاپور اول ساخته‌شده است.

بازمانده این کاخ هنوز در کشور کنونی عراق به‌جاست. هارون الرشید خلیفه عباسی کوشید تا آن را ویران سازد ولی در این کار ناکام ماند

در ادامه مطلب


بیا ادامه مطلب پشیمون نمیشی
لینک نوشته

Click for Full Size View

 

لینک نوشته

من به ایرانی بودنم افتخار می کردم اگر...........!

    

  /بقیه شو  شما می تونین بگین البته با نظراتون/

لینک نوشته

آیا میدانستید....؟(خارج از بحث)
 آیا میدانستید....؟(خارج از بحث)
بیا ادامه مطلب پشیمون نمیشی
لینک نوشته

فروهر

      

              

              

در کتاب های مزدیسنی(زرتشتی) فروهر به شکل مردی نورانی (شکل بالا) مجسم شده که دارای دو بال گشاده است و از حلقه ای در حال گذر کردن می باشد. پایین تنه این مرد و هم چنین بال های او به سه طبقه تقسیم شده است. در بعضی از کتاب هایی که درباره مزدیسنا(دین زرتشت) نوشته شده برای هر یک از این علامات تفسیرهایی ذکر نموده اند که ما اینک چند تا از آن ها را بازگو می کنیم.

بال های گشاده فروهر علامت پرواز به طرف بالا و به سوی جلو است. تقسیمات سه گانه روی بال ها نشان سه اصل مهم مزدیسنا(دین زرتشت) یعنی اندیشه, گفتار و کردار نیک می باشد. دایره ای که در وسط قرار گرفته و مرد نورانی در حال گذر کردن از آن می باشد اشاره به دنیا و علایق دنیوی است که انسان باید در زندگی با آن روبه رو شود و دست و پنجه نرم کند و تقسیمات سه گانه در پایین تنه مرد نشان اندیشه بد , پندار بد و کردار بد است و انسان بایستی در زندگی از آن ها دوری کند و گرد آن ها نگردد.

از مجموع بیانات بالا چنین نتیجه می گیریم که انسان عاقل باید همواره همتش بلند باشد, با آن چه دارد قانع نشود و پیوسته در حال پیشرفت باشد زیرا رکود علامت عقب ماندگی و بیچارگی و نیستی است ولی این پیشرفت و سوق به جلو نباید از راه تقلب و نادرستی بوده یا با دروغ و خیانت و پستی همراه باشد بلکه انسان باید با پیروی از سه اصل اندیشه و گفتار و کردار نیک با راستی و درستی و پشتکار و جدیت سعی کند راه پیشرفت را پله به پله بپیماید تا هم در دنیا نیکنام و سرافراز شود و هم هنگامی که وقت رفتن فرا می رسد بتواند صفات زشت مانند بداندیشی و نادرستی و گفتار و کردار بد و ناشایست را پشت سر گذاشته و از حلقه دنیا آزاد شده به وسیله پندار نیک , گفتار نیک و کردار نیک به پرواز خو د به بالا و جلو ادامه دهد.

این شکل که در عهد باستان بر روی سکه های باستانی, در دل سنگ ها, و بر سر در آتشکده ها نقش بسته بود و امروز نیز بسیاری از ادارات دولتی و ملی ما دیوارها و سردرب ساختمان های خود را با آن زینت می دهند در حقیقت آرم آریایی و نشان ملی ما ايرانيان محسوب می شود و به ما یادآوری می کند که هر ایرانی باید بکوشد که به ايراني بودن خود افتخار نماید و در حفظ میهن عزیز و محبوب از جان و دل دریغ نکند و هیچ وقت درجا نزند بلکه همیشه با اتکاء به اصل اندیشه نیک و گفتار نیک و کردار نیک و راستی و درستی و سعی و عمل همانند فروهر در پرواز به سوی بالا و پیشرفت به جلو باشد.

بعضی از خاورشناسان بیگانه از روی بی اطلاعی از اصول مزدیسنا این پیکره را که بر دل کوه ها کنده شده شکل اهورامزدا دانسته و عده ای ایرانی نیز به تقلید آن ها و بدون کوچک ترین تحقیق و جستجو این موضوع را در نوشته های خود تکرار کرده اند در صورتی که اگر به کتاب اوستا مراجعه نماییم خواهیم دید که اهورا مزدا, خدای یگانه زرتشتیان و ايرانيان روح مجرد است و در هیچ قسمتی از اوستا به شکلی مجسم نشده است. در زیر یکی از آیات اوستا را برایتان می نویسم که می گوید خداوند را فقط می توان چشم دل نگریست.

در اوستا, در یسنای 31 بند هشتم چنین می خوانیم:

 "ای اهورا مزدا هرگاه تو را با دیده دل نگریستم در قوه اندیشه خود دریافتم که تویی سر آغاز, که تویی سرانجام , که تویی پدر منش پاک , که تویی آفریننده راستی , که تویی داور دادگر اعمال جهانی".

لینک نوشته

به نام اهورا مزدای پاک
                   

 

فرزندان ايران

بايد که فرياد کشيد

ما که هستيم؟

فرزندان کاوه آهنگر

بايد که برداشت درفش کاوياني را

ما فرزندان بابکيم - فرزندان کوروش

ما که هستيم؟

فرزندان رستم و سياوش

بايد گذر کرد از ين دهشتناک هفت خوان

بايد گذر کرد ازآتش خشم اين ديو سيه روي

بايد علم کرد درفش کاوياني را دگر بار

بر تارک اين سرزمين گهر بار

ما که هستيم ؟

فرزندان سهند و سبلان

و کوه سرفراز دماوند

ما که هستيم؟ فرزندان ايران
 
چی میشد اگه خدا.....................
 
چي مي شد اگر خدا امروز وقت نداشت به ما برکت بدهد چرا که ما ديروز وقت نکرديم از او تشکر کنيم.
چي مي شد اگر خدا فردا ديگر ما را هدايت نمي کرد چون امروز اطاعطش نکرديم.
چي مي شد اگر خدا امروز با ما همراه نبود چرا که ديروز قادر به درکش نبوديم.
چي مي شد اگر ما ديگر هرگز شکوفا شدن گلي را نمي ديديم چرا که وقتي خدا باران فرستاده بود گله کرديم.
چي مي شد اگر خدا عشق و مراقبتش را از ما دريغ مي کرد چرا که ما از محبت ورزيدن به ديگران دريغ کرديم.
چي مي شد اگر خدا فردا کتابهاي مقدسش را از ما مي گرفت چرا که امروز فرصت نکرديم آن را بخوانيم.
چي مي شد اگر خدا در خانه اش را مي بست چرا که ما در قلبهاي خود را بسته ايم.
چي مي شد اگر خدا امروز به حرفهايمان گوش نمي داد چون ديروز به دستوراتش خوب عمل نکرديم.
چي مي شد اگر خدا خواسته هايمان را بي پاسخ مي گذاشت چون فراموشش کرديم.
بياييم خود را به خدا نزديکتر کنيم و بذر خدا شناسي را در قلبهاي يکديگر بکاريم.
روي سخنم با شماست آقايون حاکم بر ايران!شمايي که با اسم خدا و اسلام زنان و مردان ما را سنگسار و اعدام مي کنيد.شمايي که با سوءاستفاده از نام خدا عشق و آزادي را از مردم ما سلب کرديد.شمايي که با استفاده از نام اسلام جوانان ما را شلاق مي زنيد تا مثلا آنها را به بهشت بفرستيد.به خداوندي خدا قسم اگر اين بهشتي که شما مي گوييد و قرار است که خودتان هم آنجا بريد من جهنم را به بهشت ترجيح ميدم.نه, من فکر نمي کنم خداي مهربون بخواد بهشتش را با همچين موجوداتي آلوده بکنه.چرا که برداشتي که شماها از اسمش و اسلامش کرديد زمين تا آسمان فرق داره.
در آخر فقط اين جمله را بهتون ميگم که:چي مي شد اگر خدا فردا شما را سرنگون و درهاي جهنم را به روي شماها باز بکنه چرا که امروز از اسمش و اسلامش سوءاستفاده کرديد.
به اميد آزادي ايران از جهل و ناداني
پاينده ايران
لینک نوشته

بهشت و دوزخ در دین زرتشت

 

   Click for Full Size View

بهشت و دوزخ در دین زرتشت

 

در بینش اشوزرتشت ، اهورامزدا جهان هستی را بر مبنای نظم وهنجاری درست و نیك آفریده كه اَشا نام دارد . در هنجار راستی ، اصل كنش و واكنش پیوسته وجود دارد . به عبارتی قانون عكس العمل بخشی از هنجار اَشا است كه در مورد نیك اندیشی و بد اندیشی انسان نیز نتیجه می دهد . رفتار انسان ، هماهنگ با اندیشه او می تواند خوب و سازنده و یا عكس آن ویران كننده و بد باشد . بر پایة قانون اشا ، رفتار انسان در همین جهان به خودش باز میگردد و بهشت و دوزخ را برای او بوجود می آورد . پس بهشت یا دوزخ ، بازتاب طبیعی كردار انسان است . بهشت بـرگرفته از واژه « وَهیشتـم منـو » در اوستـا اسـت ، یعنی «بهترین منش» و دوزخ از واژة اوستـایـی « دروجو دِمانِه » آمده یعنی جایگاه دروغ و مكان تیره گون كه در برخی سرودها نیز به صورت « اَچیشتم مَنُو » آمده یعنی « بدترین منش» بنابراین اهورامزدا بهشت و دوزخ را برای پاداش و یا آزار انسان در دنیای پس از مرگ نیافریده است بلكه واكنشی طبیعی برای رفتار انسان است كه بر وجدان و روان او اثر می گذارد از این دیدگاه انسان كه با اندیشه و رفتار خود توانایی ساختن دوزخ و بهشت را دارد توانایی كاهش دادن آنان را نیز خواهد داشت یعنی دوزخ برای انسان ، همیشگی نیست بلكه دیرپا و زمان داراست .

لینک نوشته

اتش افروزی سپیده دم سال نو
چهارشنبه سوری

 

زرتشتیان برابر نوشته های اوستایی باور دارند که ده روز مانده به آغاز فروردین ماه هر سال، فروهرهای درگذشتگان، به زمین فرود خواهند آمد، مدت ده شبانه روز میهمان فرزندان و نوادگان خود خواهند بود و در سپیده دم نخستین روز از ماه فروردین  به جایگاه مینوی خود باز خواهند گشت.
در فروردین یشت که یکی از بخشهای کهن ادبیات اوستایی است آمده است:«فروهرهای نیک توانای پاک مقدسین را می ستاییم که پیش از هنگام همس پت میدیم از جایگاه خود فرود آیند و در مدت ده شبانه روز پی در پی، در اینجا برای آگاهی یافتن به سر برند»
بنابراین زرتشتیان برای شادی و خشنودی فروهرها درگذشتگان خود که از ده روز پیش از نوروز به زمین فرود خواهند آمد، آماده استقبال و پذیرایی از آنان خواهند شد. و شب آخر سال در پشت بامهای خود آتش می افروزند و چراغی هم به لبه بام خود می گذارند که تا بامداد روشن است. سحر گاه روز اول عید در پشت بامها دوباره آتش افروزی آغاز می شود و با زمزم اوستا به هم می آمیزد. هنگام سرودن اوستا مقداری لرک حاضر است، میوه تازه را پاره می کنند، بوی خوش عود و صندل هوا را خوشبو می کند، شاخه های سرود و مورد و گل در پشت بام حاضر است، مقداری هم در لبه بامها چیده شده است. بمحض دمیدن اولین اشعه خورشید این مراسم پایان می پذیرد، چند شاخه سرو و مورد و گل را روی لبه بام می گذارند، آب و آویشن را هم از پشت بام به پایین می ریزند و سپس از پشت بام پایین آمده مراسم اصلی عید نوروز را شروع می کنند.
برگرفته از: 
از نوروز تا نوروز نوشته کورش نیکنام
مراسم مذهبی و آداب زرتشتیان نوشته اردشیر آذرگشسب

لینک نوشته

بائولو کوئلیو
زاهد پيري به بارگاه قدرتمندترين پادشاه دوران دعوت شد. پادشاه گفت : به مرد   

 مقدسي كه با اندك چيز راضي ميشود ، غبطه ميبرم

 زاهد پاسخ داد : اعلي حضرتا ، من به شما غبطه مي برم كه زودتر از من راضي ميشويد

پادشاه با آزردگي گفت : منظورت چيست ؟ تمام اين سرزمين از آن من است

زاهد گفت : دقيقا . من آهنگ كرات دارم ، رودها و كوهسارهاي سراسر جهان را

دارم . ماه وخورشيدرا دارم ، چون درروان خود، خدا را دارم . اما اعلي حضرتا ،

شما فقط همين قلمرو را داريد

لینک نوشته

جايگاه زن در ايران باستان
 

          جايگاه زن در ايران باستان

 


در ايران باستان زنان به عنوان يكي از متمدن ترين اقوام جهان داراي جايگاه بسيار بلند و مقامي بس ارجمند بوده اند.
ايرانيان همچون اعراب زن را ننگ نمی دانستند بلكه او را موجودي مقدس و پاك كه لازمه حيات است دانسته و مقام او را ارج نهاده اند.

از نشانه هاي عظمت و بزرگي كوروش تدوين اولين منشور حقوق بشر است كه هم اكنون در موزه بريتانيا نگهداري مي شود این منشور مدركي است براي اثبات عدالت جنسيتي ، به گونه اي كه كوروش توجه خاصي به مقام و شخصيت زن داشته است.

در زمان كوروش زن حامله حق كار كردن نداشته و به دستور وي براي زنان حامله جيره و حقوق ماهيانه تا هنگام تولد نوزاد در نظر گرفته شده بود.

زنان در طول تاريخ ايران داراي جايگاه و ارزش بوده اند تا آنجا كه در كتاب مقدس زرتشتيان (اوستا) هيچ مردی از لحاظ اخلاقي و مذهبي بر زنان ارجحيت ندارد و شعار اصلی زرتشتیان یعنی گفتار نيك، كردار نيك و پنداريك براي مردان و زنان توصيه شده است . خصايل زن خوب ، پارسا و با عفت شعار اصلي زرتشتيان بوده است.

به جرات مي توان گفت زن در ايران قبل از اسلام و در دوره ساساني جایگاه بسيار بالايي داشته و به عنوان يكي از اعضاء مهم جامعه در مسايل مختلف شركت مي كرده است به گونه اي كه گاه تصميم گيريهاي نهايي را انجام داده است .تا جایی که چند تن از پادشاهان ايراني زن بودند كه از جمله آنان "آذر ميدخت " دختر خسرو پرويز را مي توان نام برد.اين موضوع نشان از برابري حقوق زن و مرد از هر لحاظ در اين دوران دارد.

زنان در ايران باستان داراي آنچنان ارزش و شخصيتي بودند كه حتي در ميان اديان جايي باز كرده بودند و بزرگ و ستودني قلمداد مي شدند ، چنانچه در آيين زرتشت يك روز از سال به نام روز زن نامگذاري شده است.

مردم ایران روز پنجم اسپندارمد "اسفند " را جشن مي گرفتند و به آن عيد زن مي گفتند ، در اين روز مرسوم بود كه مردان بايد براي زنانشان هديه هايي ارزنده تهيه کرده و به آنان تقديم کنند كه اين مراسم در ايران باستان "مزدگيران" نام داشت و تقدير و تشكري از زحمات زن محسوب می شد.

 

        
لینک نوشته

سفره هفت سین:

سفره هفت سین:

در آیین کهن ایران برای چیدن خوان نوروزی ظرف ها را به عدد هفت امشاسپند كه عبارتند از:ارديبهشت،خرداد،امرداد،شهريور،بهمن،اسپندارمذ و خودِ اهورامزدا،بر سر خوان های نوروزی مي گذاشتند و از اين رو خوان نوروزی،به نام هفت سينی(هفت قاب)نام گرفت و بعدها با حذف «ی» به شكل هفت سين درآمد.(در زمان ساسانيان، قاب های زيبای منقوش و گرانبهايی از جنس كائولين از چين به ايران آورده می شد به نام «چينی» و به گويش ديگر به صورت سينی و معرب «صيني» در ايران رواج يافت،و براي چيدن خوان نوروزی از همين ظرف ها استفاده می شد).

*ارديبهشت(با نماد چراغ روغنی یا شمع وشمعدان که مظهر"نور و روشنایی است").

شهريور("تسلط بر نفس،نیروی شهریاری بر خویش"که با نماد فلز یا ظروف فلزی مشخص می شود،در  واقع همان سکه ای که بر هفت سین می گذارند).

*اسپندارمذ("مهر و فروتنی"نشانه اش میوه هایی است که بر سفره می گذارند و نیز گستردن سفره نوروز بر زمین که منشا برکت و رویش است).

*خرداد("رسیدن به رسایی"آب نماد خرداد است).

*امرداد("بی مرگی و جاودانگی" که نشانه اش سبزه است و سبزی و پارچه ای سبز که بر سفره سپید می گسترند).

*اهورامزدا(يكي از لوازم خوان نوروزي، كتاب مقدس است و چون اين جشن ملي است، هر خانواده مي توانست كتاب مذهبي ويژه خود را بر خوان نوروزي بگذارد)

ازدیگرخوراكی هايی كه بر خوان نوروزی می گذاشتند نان بود كه نمادی از بركت است.

شير تازه دوشيده شده در خوان نوروزی نمادی است از غذای نوزادان گيهانی زيرا بنا بر اسطوره آفرينش،انسان، در"گهنبار همسپنتمدم"،يعنی در سيصد و شصت و پنجمين روز سال،آفريده شد. بنابراين در جشن زاديش آدميان، همانطور كه كودك نوزاد به شير نياز دارد، نوزادن گيهانی نيز به شير كه در دين ايران كهن بسيار مقدس است، نياز دارند.

تخم مرغ بن مايه خوان نوروزی است و انواع سفيد و رنگين آن می بايستی خوان هفت سين را زينت بخشد. زيرا تخم و تخمه نمادی است از نطفه و نژاد و در روز جشن تولد آدميان كه تخمه و نطفه پديدار می گردد، تخم مرغ تمثيلی است از نطفه باروری كه به زودی بايد جان گيرد و زندگی يابد و زايش گيهانی انجام پذيرد. پوست تخم مرغ خود نمادی است از آسمان و طاق گيهانی.

سنبل،آينه،سمنو،ماهی،سيب و انار از ديگر چيزهايی است كه خوان نوروزی به آنها مزين می شود.

نوروز نه تنها قبل از دوران هخامنشیان،که،پیش از زرتشت،به‌صورت‌يك‌ جشن‌ملي‌براي‌ايرانيان‌گرامي ‌بوده‌و جشن‌گرفته‌مي‌شده‌است‌،گرچه بعد ازحمله‌اعراب‌به‌ايران‌مدتي‌برگزار نمي شده اما به‌دلیل شور وعشق مردمان ايران‌به‌پاس داشتن این آیین،باقي‌و براي‌ما به‌يادگار مانده‌است‌،امید که ما نیز این رسم نیک را با شکوه و شور و سور،جاوید نگاه داریم.

"نوروز پیروز"

لینک نوشته

پاسداشت بزرگمرد شعروادب, فردوسي
        پاسداشت بزرگمرد شعروادب, فردوسي 

شکوه فردوسي

سپاسي ز يزدان مهر آفرين        كه مردي بياراست ايران زمين

جهان را به نامش فراگير شد      همه ديو و دد را   بزنجير   شد

همايون فرخنده از ملك جم          خروشان شداز مهروكين وستم

 سخن را چوشمشيربران نمود       زبا ن  انيران،  ز ايران  زدود

بري از كژان بدانديش هشت       ز تازي صفتهاي بدكار   زشت

بريزد بدل هرچه داري زدرد       ززخم انيران  كه برما چه كرد

يكي بس به گيتي زمردان مرد      كه با ديو و دشمن نمودش نبرد

 بشه نامه اش گر ادبساز شد          همه ، ملك ايران سرافراز شد

 

   25ارديبهشت  يادروزفردويسي را گرامي ميداريم

بي گمان بزرگترين مرد تاريخ ادبيات ايران وجهان كسي نخواهد بود بجز فردوسي حماسه سراي

 توس كه در خطه پاژ در خاك پاك ايران زمين ديده بجهان گشود وبا سخن خويش عظمت انديشه

 وخردايراني را به نمايش گذارد

ادب او وتفكر اسطوره ئي بي همتايش حيرت اديبان بزرگ جهان را بهمراه داشت

شاهنامه او منبعي افتخار آميز ار حماسه دليرانه نياكان ماست كه هويت تاريخي وتمدن سترگ ما را

 درنزد جهانيان روشن ميكند بنياد هاي اخلاقي وتفكرمعنوي اوست كه شاهنامه را يك اثر بي نظير

 جلوه داده است

ويژه گي بارزبزرگمرد ايران زمين فردوسي توسي در ادب ومهراهورائي اوست كه گاها نيز به

 بدشمن  روا ميدارد

 انديشه وخرد ايراني در شاهنامه تبلورتمدنيست كه سرچشمه مدنيت بشر امروز وفرداي اوست

  واين افتخار تنها متعلق به ايران نيست يك ميراث جهانيست كه هستي را پايداري ازاوست